تبلیغات
زندگی کردن با تکنولوژی

زندگی کردن با تکنولوژی
باتکنولوژی همراه بشیم نه اینکه با اون بجنگیم چون در این صورت ما شکست می خوریم  
قالب وبلاگ
نویسندگان
اما در این مطلب قصد داریم به مسائل اخلاقی بازی ها بپردازیم و از ۹ درس زندگی که می توان از ۹ بازی رایانه ای آموخت بگوییم. به ادامه مطلب بروید.

۱. Final Fantasy VII - هیچ مشکلی آن قدر بزرگ نیست که نتوانی از پسش بر آیی

نجات دنیا در هیج جایی به اندازه مجموعه فاینال فانتزی درون مایه امور نیست. در قسمت هفتم بازی کنان باید دنیا را از دست Sephiroth نجات دهند و از قدرتمند شدنش جلوگیری کنند.

قرار نیست به تنهایی برای مبارزه با یک آزمایش علمی که مسیر اشتباهی را در پیش گرفته بروید. اما این بازی ارزش ایستادن، پا پس نکشیدن و جنگیدن برای هدف را حتی به قیمت مغلوب شدن یاد آور می شود. (البته از این تجربه در مبارزه با معلم تان برای لغو کردن امتحان استفاده نکنید!)

۲. The Legend of Zelda - عزم جدی کلید مسئله است

چه برای نیرو گرفتن از سیاه چاله های Hyrule در بازی The Legend of Zelda و چه تلاش برای تمام کردن یک وظیفه خطیر در سر کار، این طور نخواهد بود که همه آنها یک روزه قابل انجام باشند. حتی اگر تکمیل یک مرحله سه روز تمام وقت بگیرد باز دلیلی برای دلسردی وجود ندارد.

کلید عبور از همه اینها ثبات قدم و پیش رفتن است، آن هم بدون توجه به این که چقدر سختی در راه است. به تأخیر انداختن کمکی نمی کند چون در همه مدتی که دست از کار کشیده اید وظیفه تان سر جای اش باقی مانده، منتظر شما است. اگر عزم خود را به قصد عبور از آن جزم کنید، رضایت از اتمام کار در انتظارتان نشسته.

۳. Team Fortess 2 - گاهی اوقات، امور بدون کار گروهی پیش نمی روند

انجام دادن کارها به طور گروهی مزایای زیادی دارد. وقتی هر کس سر جای خودش باشد کارها به سهولت و روانی تکمیل می شوند. قرار نیست بهترین افراد برای عضویت در گروه درست بغل دست تان باشند، بعضی وقت ها برای پیدا کردن بهترین هم گروهی ناچارید به دنیاهای دیگر بروید.

اگر بازی Team Fortess 2 یک چیز برای یاد دادن داشته باشد، آن این است که حتی ناسازگارترین افراد هم وقتی دست همکاری بدهند و همدل باشند می توانند پیروز شوند.

۴. Silent Hill 2 - از مشکلات نگریز، با آنها مردانه مواجه شو

هیچ چیز بدتر از انکار و طفره رفتن نیست؛ مشکلات بزرگ خود به خود که از بین نمی روند؛ اصلاً درست نیست با نگهداشتن آنها یک مشغله ذهنی دائمی برای خود درست کنید. در Silent Hill 2 جیمز بخش اعظم بازی را به انکار این واقعیت که او همسرش را کشته می گذراند و شهر Silent Hill از گناه و اندوه وی آکنده می شود.

بله، کسی نمی گوید از سر راه برداشتن مشکلات همیشه ساده است ولی قطعاً بهتر از این است که یک جا ساکن بشینید و دست روی دست بگذارید. به جای آن باید در صدد جبران بر آیید.

۵. Grand Theft Auto V - به این دنیا پا گذاشته ای تا به کشف اسرار بپردازی و سیاحت کنی

GTA Vاز جدیدترین بازی های این فهرست است و رکوردشکن ترین بازی ویدیویی امسال. در این گیم تقریباً همه کار می توانید بکنید: گلایدر سواری، تنیس بازی، سینما رفتن، یا حتی عکاسی با تلفن. کلی کار جالب و جذاب که تمامی هم ندارند. اما مسئله این است: چرا همه اینها را در دنیای واقعی انجام ندهیم؟ البته منهای دزدی بانک و خودروی ملت!! غواصی توی بازی هر چقدر هم گرافیکش بالا باشد باز به پای غواصی در آب واقعی با ماهی های زنده که دور و ورت شنا می کنند نمی رسد. از خانه بیرون بزنید!

۶. Call of Duty - همیشه آماده باش

این چیزی است که از همه بازی های جنگی اول شخص یاد می گیرید. همیشه در لحظه ای که فکر می کنی همه چیز را تحت کنترل داری مشکل از جایی که نباید، سرت خراب می شود. خیلی مهم است یاد بگیرید چطور از محیط اطراف تان بهترین بهره را ببرید تا ابزار مناسب برای غلبه کردن بر مشکلات را پیدا کنید.

۷. Super Mario Brothers - خواستن توانستن است

اگر چیزی از قارچ خورِ دوست داشتنی یاد گرفته باشیم این است که وقتی با تمام وجود چیزی را بخواهید و برای اش تلاش کنید هر کاری شدنی می شود. ماریو یک تاسیسات چی است که با سعی زیاد از موانع جلوی راهش می گذرد.

خطر کردن اگر به پشتوانه منطق باشد خیلی هم خوب است؛ پس منطقی خطر کنید و به سراغ چیزهای جدید بروید؛ کسی چه می داند شاید شما یک گلف باز خوب بودید و خبر نداشتید.

۸. PC Man - واقعیت خیلی چیزها همیشه آن طور که به نظر می رسد نیست

شاید درس گرفتن از بازی PC Man عجیب به نظر برسد. در این بازی مردم یاد می گیرند به هر قیمتی که شده از ارواح دوری کنند. مهم تر این که در هر مرحله از PC Man ارواح طبق الگوهای مشخصی حرکت می کنند. این یک حقه است که بازیکن باید متوجه اش شود. چون خیلی وقت ها خلاف چیزی که نشان داده می شود انجام می گیرد.

۹. Fallout 2 - هر انتخابی تبعاتی دارد

در دنیای واقعی و در دنیای بازی ها مجبورید تصمیم های سخت بگیرید. اکثر تصمیمات در بازی ها مشخص اند: یکی خوب است، دیگری نه. اما بازی Fallout 2 این طور نیست؛ بسته به این که چه انتخابی کنید و چه کسی را بکشید ۴۷ جور پایان متفاوت برای بازی سر راه تان قرار می گیرد!

درست مثل دنیای واقعی هر کاری که در مسیر بازی انجام می دهید پیامدی دارد و عواقب همیشه دنبال تان هستند. پس قبل از هر تصمیمی خوب به جوانب آن فکر کنید تا به پایان بد دچار نشوید.

شما چه درس های دیگری از بازی هایی که تا کنون انجام داده اید یاد گرفته اید؟




طبقه بندی: جدید ترین مطالبgame، 
[ 1392/07/28 ] [ 01:18 ] [ sasan ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ



آخرین مطالب
لیست آخرین مطالب
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب
آبتین وب